ولایت فقیه به عنوان یک اصل قرآنی

ولایت فقیه به عنوان یک اصل قرآنی

فراجناحی بودن حاکمیّت اسلامی
حاكميت اسلامى خصيصه فراجناحى و فراگروهى بايد داشته باشد، چون حاكميت متعلق به همه مردم است؛ حاكميت از آن يك جناح، يك گروه يا يك حزب خاص نيست، ولى منظور از فراجناحى، جناح‏هايى است كه اركان نظام را قبول داشته باشد؛ فراجناحى بودن حاكميت به اين معنا نيست كه جناح‏هايى را كه اصل و اركان نظام را قبول ندارند، هم درون حاكميت بدانيم. اين كار، وارد كردن اپوزيسيون و ضد حاكميت نظام، در حاكميت نظام است كه موجب از بين رفتن حاكميت خواهد شد. پس فراجناحى در محدوده خودى‏هاست و مقصود از خودى‏ها همه كسانى است كه اركان انقلاب و نظام اسلامى و قانون اساسى را قبول دارند. حاكميت بايد نسبت به تمام اين افراد و گروه‏ها مانند پدر باشد، فراجناحى فكر و عمل كند.
ضرورت صیانت از حاکمیّت اسلامی در برابر انحرافات
نظام جمهورى اسلامى امتداد حركت حاكميت الهى بر روى زمين
است، امروز روحانيت شيعه ولايت فقيه را به عنوان نيابت عام امام معصوم هم از لحاظ نظرى و هم از نظر عملى احيا كرده است و اين خود موجب يك امتياز عينى براى اين مسلك شده است و كسى كه وارد اين مسلك مى‏شود چه بخواهد و چه نخواهد از اين امتياز بزرگ استفاده مى‏كند و در همه سطوح خارج و داخل كشور به عنوان يك رهبر دينى و اجتماعى شناخته مى‏شود.
در بعضی از روایات آمده است که هر پيغمبرى كه مبعوث مى‏شود و يك حكومت عدل الهى برپا مى‏شود بعد از آن ميان پيروان آن پيامبر درگيرى مى‏شود و بالاخره آنهايى كه بر باطلند غلبه مى‏كنند بر آنهايى كه بر حقند. خيلى عجيب است! اين طور نيست كه برپا كردن يك نظام الهى به دست يكى از انبيا يا اوليا هميشه تا آخر پايدار بماند، بعد از او چالش‏هاى جديد شروع مى‏شود و خيلى از اهل باطل بر اهل حق آن آيين الهى غلبه پيدا مى‏كنند. كسانى كه مسئوليت دارند و متولى خدمتگزارى نظام اسلامى‏اند مى‏بايستى هميشه ذهنشان نسبت به اين مسئله حساس باشد و نگرانى خاطر داشته باشند. دانشمندان، فقها، مؤمنان فرهيخته تربيت شده در مكتب اسلام، بايد به اين چالش‏هاى پس از پيروزى توجه داشته باشند و براى هر كدام نسخه مناسب آن را بپيچند. مديريت نظام و رهبرى معظم انقلاب اسلامى همين كار را مى‏كنند، مى‏بينيد چگونه بعد از جريان‏هاى مختلفى كه رخ داده است، همواره با معيار درست الهى راه را از انحراف مشخص مى‏كنند و اجازه نمى‏دهند كه مسير به انحراف كشيده شود.
اقتدار نظام جمهورى اسلامى، در همه ابعاد مخصوصا در بعدهاى مربوط به مسايل اصلى مورد نياز جامعه، معيشت مردم، اقتصاد جامعه، امنيت جامعه، فرهنگ جامعه، آزادى‏هاى مشروع انسان‏ها در جامعه، كرامت انسان‏ها، مشاركت مردم در سرنوشت خودشان، در تك تك اين موارد بايد نظام اسلامى ما سرآمد باشد و در عمل نشان دهد كه مكتب اسلام همه اين ابعاد را بهتر از مكتب‏هاى به ظاهر دمكراسى غرب، محقق مى‏كند.
این نظام مبتنی بر تفکر اسلام ناب، یعنی اسلام اهل بیت عصمت و طهارت و در بردارنده معنویت اسلام و احکام نورانی قرآن و نیز مشارکت عمومی مردم و اعتماد و عشق و ایمان و عقیده مردم است. در دنیای معاصر که مکتب های فلسفی و سیاسی مادی، سال ها بلکه قرن ها علیه معنویت و مکتب های الهی تبلیغ علمی و سرکوب عملی انجام داده اند، خداوند این توفیق را به این ملت داد که به دست آن رهبر آگاه و حکیم، بار دیگر نظام الهی مبتنی بر احکام نورانی قرآن و متصل به ولایت ائمه معصومین که در حقیقت امتداد حرکت و حکومت انبیا در تاریخ است، در این سرزمین استقرار بخشد.
مبنانی نظام اسلامی بر اساس ولایت است و محور اصلی این نظام ولی فقیه است. از این رو یکی از شاخصه های اصلحیت در این نظام آن است که کسی که مصدر کاری می شود باید مرتبط و هماهنگ با این محور باشد و ایمان و اعتقاد نظری و عملی به آن داشته باشد. نظام ما از یک طرف متکی بر ولایت فقیه و از طرف دیگر متکی بر مردم است، این دو رکن اصلی نظام اسلامی ما است. در قانون اساسی هم این دو رکن با شفافیت کامل بیان شده است. کسانی که می خواهند مدیریت های بالای نظام اسلامی را به عهده بگیرند می بایست با هر دو رکن هماهنگی کامل داشته باشند. اولاً مردمی باشند و مقبولیت اجتماعی داشته و دلسوزی خود را نسبت به مردم در عمل نشان داده باشند و عاشق خدمت به مردم باشند. هرچه این مشخصه بارزتر باشد اصلحیت شخص بیشتر است، ثانیاً هرچه شخص داوطلب با نظام ولایی ما و مبنای ولایت فقیه و با ولی امر بیشتر هماهنگ، همفکر و معتقد باشد، به اصلح بودن نزدیکتر خواهد بود.
برنامه‏ريزى براى حكومت اسلامى در عين استفاده از تكنيك‏هاى پيشرفته روز، بايد بر اساس ديدگاه‏هاى اسلامى باشد، مبناها و ديدگاه‏هاى اسلامى همه قابل برنامه‏ريزى است به شرطى كه با تحقيق و تأمل عمل شود.
ولایت فقیه ضامن حفظ امّت اسلامی در برابر خطر انحلال

مسئله امامت و ولايت كه اصل و ركن مذهب ما و هويت و انقلاب و نظام و حاكميت سياسى ما را تشكيل مى‏دهد، گاه ـ به‏ويژه در وضع فعلى كه ولايت اقدس در پرده غيبت است و امام غايب از انظار است ـ دچار نوعى آفت مى‏شود. اين آفت آن است كه اعتقاد مردم به عالم غيب واصل غيبت، دستاويز و زمينه‏اى براى سوءاستفاده و مردم فريبى كسانى شده است. اصل ايمان به امامت در پس پرده غيب مثل ايمان به كل غيب، يكى از امتيازهاى مذهب ماست، اسلام اصل ايمان به غيب را سنگ بناى تدين قرار داده است؛ ايمان به خدا، ايمان به وحى، ايمان به معاد، ايمان به رسالت و نبوت  و امامت و غيبت امام همه از مصاديق ايمان به غيب است. اين اعتقاد مردم گاهى مايه سوءاستفاده افراد شياد مى‏شود. در روايات هم به اين نكته اشاره شده كه كسانى در عصر غيبت ادعا مى‏كنند با امام ارتباط دارند، ولى دروغگو و مفترى هستند. اين آفت بسيارى از اوقات به مسائلى منجر مى‏شود كه از نظر اجتماعى بسيار خسارت بار است.و چهره بيرونى مذهب را مشوّه نشان مى‏دهد و يك رشته افكار باطل و خرافى و خلاف سيره و مذهب و اصول اسلام را مطرح مى‏كند و مريد و مراد بازى‏هايى به راه مى‏افتد. فتنه‏هايى مثل بابيه با همين‏گونه ادعاها آغاز شد، ابتدا ادعا مى‏كردند كه باب امام زمان هستند؛ سپس كم‏كم بر ادعاهاى خود افزودند و فتنه‏اى ايجاد كردند كه هنوز هم دامن‏گير جامعه اسلامى است. اين مسائل متأسفانه به شكل‏هاى گوناگون و با انگيزه‏هاى متفاوت بروز مى‏كند و گاه منجر به حوادث ناگوار مى‏شود. اين مدعيان دروغين از جوانب مختلفى تحريك مى‏شوند، خيلى وقت‏ها ممكن است اين‏گونه ادعاها با تحريك دشمنان اسلام يا دشمنان مذهب مثل وهابى‏ها و به قصد خرافى جلوه‏دادن مذهب ما انجام شود. برخى از روحانى نمايان منحرف نيز با ترغيب مدعيان، وارد اين ميدان شده و سوء استفاده مى‏كنند. لازم است نظام و جامعه ما در مورد اين آفت حساسيت نشان داده و به‏شدت و به هر قيمتى جلوى آن را بگيرند. با استناد به رواياتى كه از خود معصومين نقل شده، بايد كسى را كه در زمان غيبت ادعاى رؤيت و مشاهده امام كند، تكذيب كرد. برخورد با مدعيان دروغين مشاهده و ارتباط با امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه) بايد بسيار دقيق و حساب شده انجام گيرد و در عين حال كه ما اصل و مبنا و ركن اساسى مكتب يعنى امامت را به صورت برهانى و عقلانى تثبيت مى‏كنيم، اين‏گونه مسائل را هم باید از بين برده و خرافه‏زدايى كنيم.
اصل ولایت فقیه از طرف دشمنان ، آماج بيشترين تهاجم ها بوده است. اين یکی از جهاتى است كه مورد تهاجم اينها قرارگرفته  و  به شكل‏هاى كاملاً سازمان یافته، آشكارا و پنهان در روزنامه‏ها و در جلسات و صحبت‏ها و در بعضى از محافل فرهنگى و در دانشگاه‏ها مطرح مى‏شود. نقش علما و فقها بر حفظ نظریه‌ی ولایت فقیه بسیار اهمیت دارد. هدف همه صحبت‏هايى كه از طرف دشمنان داخل و خارج منتشر مى‏شود زیر سؤال بردن اصل ولایت فقیه است.
آسمان شیعه پر از ستاره‌هایی است که جلوی ظلم ایستاده اند و علوم و معارف اسلامی را به شاگردان خویش انتقال داده‌اند و اسلام اصیل را حفظ کرده و امت اسلامی را از آموزه های اسلامی سیراب کرده اند. همین اصل ولایت فقیه بود که در طول تاریخ امت اسلامی را از انحلال، ادیان ساختگی‌ و دروغ‌های پرزرق و برق حفظ کرد.
با تکیه بر این رکن رکین امام خمینی (رضوان الله علیه) انقلاب ملت ایران را به پیروزی رساند و تحولی عظیم در جامعه ی اسلامی ایجاد کرد. تردیدی نیست که شکل بیداری در جوامع مختلف به ویژه جوامع اسلامی ریشه در انقلاب اسلامی ایران دارد.
 با رهبری‌های مقام معظم رهبری کشور روز به روز برای ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) آماده می‌شود.اسلوب‌ فکری جمهوری اسلامی ایران نظریه‌های شرق و غرب را متلاشی کرد و در علوم سیاسی نقاط عطف جدیدی به وجود آورد.
اکنون ایران اسلامی در سایه ولایت امر و در پرتو راهنمایی‌های ایشان و همراهی امت حزب‌الله قله‌های پیشرفت را طی می‌کند و مردم مظلوم ستمدیده را در همه جای دنیا حمایت و رهبری و هدایت می‌کند.
آنچه امروز در سوریه، لبنان و فلسطین و دیگر سرزمین های اسلامی رخ داده پرتویی از برکات شکل گیری نظام اسلامی و ولایت فقیه در ایران است.
آنچه که امروز از فقه اسلام و شریعت اسلامی باقی است حتی در مذاهب دیگر اسلامی نتیجه تلاشی است که ائمه اطهار(علیهم السّلام) داشته‌اند. علماء اسلامی به تأسی از ائمه معصومین(علیهم السّلام) رسائل علمی به خون خود امضا کرده اند و اسلام را از هرگونه تحریف حفظ کرده اند و در مقاطعی از تاریخ احکام الهی را در جامعه اسلامی حاکم کرده و مردم را از آن احکام بهره مند کرده اند و امت اسلامی را از ذوب شدن در انحراف و گمراهی حفظ کرده اند.
امام خمینی(رضوان الله علیه) نه تنها توانستند اسلام راستین را در جهان حفظ، بسط و نشر دهند بلکه با تکیه بر مرجعیت خویش و نیابت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) توانستند انقلاب شکوهمند اسلامی را به پیروزی برسانند و نظام جمهوری اسلامی را بر اساس دین مبین اسلام بنیانگذاری کنند و بذر قیام در برابر مستکبرین را نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در همه کشورهای مستضعف بکارند.
امروز رهبری فکری جهان اسلام را جمهوری اسلامی بر عهده دارد و با رهبری مقام معظم رهبری زمینه برای ظهور حضرت حجت(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بیش از پیش فراهم می‌شود.
 امروز مشاهده می‌شود که استکبار با تمام توان در سوریه و عراق، یمن و فلسطین و دیگر نقاط تلاش می‌کند اما راه به جایی نبرده و نمی‌برد و پیروزی حماس در برابر ارتشی که یکی از ارتش های مجهّز دنیا است ثمره ای از ثمرات رهبری رهبر معظم انقلاب اسلامی و اصل ولایت فقیه است.
 نماينده اصلى اسلام ولی فقیه است، و وظیفه صیانت از این جایگاه بر دوش مراجع و حوزه‏ها و سپس آحاد مردم است چه در حكومت باشند و چه نباشند. ديد اصلى ما و ديد اصلى اجتماع ما اين است كه نظام، امتداد حركت انبيا و ائمه (عليهم ‏السّلام) است و در قانون اساسى هم ولایت فقیه به‏عنوان نیابت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) مطرح شده است.
براى رسيدن به حاكميت الهى و پیاده شدن هدايت‏هاى آسمانى در عرصه اجتماع یک شرط اساسی وجود دارد و آن شجاعت است. شجاعت در رهبران و اوليا و انبيا يك شرط اساسى است.یک رهبر الهی نباید از کسی جز خدا خوف داشته باشد. مى‏بينيم كه چگونه وقتى رهبران صالح و مؤمن اسلامى و الهى با شجاعت و بدون هيچ خوفى از دشمنان اسلام جامعه را رهبری می کنند امدادهاى الهى و غيبى نیز به جریان می افتد.
 ولایت فقیه به عنوان یک اصل قرآنی
 خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
إِنَّآ أَنزَلْنَا التَّوْريةَ فِيهَا هُدَى وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَ الرَّبّانِيُّوْنَ وَ الْأَحْبَارُ بِمَا اسْتحْفِظُواْ مِن كِتابِ اللّه‏ِ وَ كَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَآءَ فَلَا تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُواْ بآياتى ثَمَنًا قَلِيلاً وَ مَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ اللّه‏ُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
ذیل این آیه شریفه که حاکمان را مشخص می کند، در حقیقت به تبیین نظریه سیاسی حکومت اسلامی می پردازد. لذا می توان گفت این آیه یکی از بهترین آیات و ادله در حیطه نظریه عمومی حکومت اسلامی است که دیدگاه سیاسی اسلام را در مورد شکل و چارچوب اساسی حکومت مشخص می کند.
سه عنوان در این آیه آمده است: «انبیا» و «ربانّیون»  و «احبار». انبیا، پیامبران هستند، ربانّیون یعنی کسانی که تربیت الهی شده اند. در لغت آمده است: ربانیون کسانی هستند که علم خود را مستقیماً از خدا گرفته اند و علمشان، علم لدنّی است و درس خوانده مکتب های بشری نیستند. در روایاتی نیز ربانیّون را به ائمه اهل بیت (علیهم السّلام) تفسیر کرده اند، یعنی اوصیای خاص پیامبران که این تفسیر با آن معنای لغوی هم تطبیق دارد. پس ربانیّون اوصیای ویژه انبیا می باشند و مصداق آن در دیانت اسلام، ائمه اطهار هستند. احبار جمع حبر است، حبر هم به معنای عالم است، پس احبار یعنی علما، البته علمای دین. احبار در لغت یعنی عالمانی که درس خواندند و تحصیل کردند و علم دین و کتاب را در مکتب انبیا و ربانیّون فرا گرفتند.
این سه دسته در ذیل آیه به عنوان حاکمان بر اساس آیین الهی مطرح شده اند. این درست همان نظریه فقه شیعه درباره حاکمیت و حاکمان جامعه اسلامی یعنی اصل ولایت فقیه است. ولایت ذاتاً منحصر به خالق است، سپس به انبیا و پس از انبیا به اوصیا و ربانیون و پس از آنان به احبار و علما می رسد. می توان با این آیه بر اصل ولایت فقیه استدلال کرد. معمولاً در مسئله ولایت فقیه به دلیل عقلی یا به روایت استدلال می شود، اما این آیه نیز به روشنی دلالت بر اصل ولایت فقیه دارد. به موجب این آیه اصل حکومت و منصب ولایت عامه متعلق به انبیا، سپس ائمه معصومین و پس از آنان متعلق به علمایی است که علم دین را از انبیا و ائمه اطهار آموخته اند.
در ادامه آیه شریفه، علل انحصار اصل حاکمیت و ولایت در این سه عنوان بیان شده است: یکی اینکه چون اینها عالم به کتاب خدا و حافظ آن هستند و دیگری آنکه اینان شاهد بر کتاب خدا هستند. شاهد کسی است که بتواند معیار قرار بگیرد و گواه عینی باشد، هم نور هدایت در خود او عملاً مجسم باشد و هم بتواند دیگران را هدایت کند و جلو هر انحراف و تحریفی را بگیرد.
آنچه در تاريخ اسلام شكل گرفت و پيامبر و ائمه (عليهم‏السّلام) آن را اجرا كردند،در حقیقت راهبردی است که مستفاد از همین آيه است. ائمه (عليهم‏السّلام) خودشان را مصداق ربانيون مى‏دانستند و حفظ شريعت مى‏كردند و هر زمان فرصت مى‏يافتند نظارت بر اجراى احكام دين داشتند، اگر چه به آنها ظلم شد و براى انجام اين وظيفه، چندان مجالى نيافتند. آنها به‏تدريج در كنار مذاهب اهل سنت ـ كه مذاهب رسمى بودند ـ مكتب فقهى خود را گشودند تا جلوى شيوه‏هاى نادرست استنباط از قبيل رأى و قياس را بگيرند، به عنوان مثال هم اكنون از چهار مكتب فقهى اهل سنت فقط يكى رأى و قياس را قبول دارد و بقيه آن را رد كرده‏اند.
ائمه (عليهم‏السّلام) به تربيت خيل عظيم علما و روات حديث يعنى «احبار» همت گماشتند و اساس تشكيل روحانيت شيعه در تاريخ از همين نقطه آغاز شد. كم‏كم علم فقه به وجود آمد و خط ممتد روحانيت تا اين زمان كشيده شد.
در زمان نبود ائمه (عليهم‏السّلام) مسئوليت حفظ و اجراى شريعت بر عهده علماست. در برهه هایی از تاريخ به‏ويژه هر گاه حاكميت وقت، ضعيف مى‏شده است مجالى براى بروز اين مسئوليت و حاكميت علما حاصل مى‏شد. مثلاً در زمان هلاكو كه دستگاه خلافت ضعيف و سپس برچيده شد، علماى حله و جنوب عراق از جمله ابن طاووس قدرتى پيدا كردند و شروع به بسط يد و كارهاى حكومتى كردند، وى در جايى از كتاب اقبال اشاره مى‏كند كه خداوند توفيق اين بسط يد را به من داده است و شايد همان‏طور كه در آثار بعضى از معصومين (عليهم السّلام) آمده مقدمه حضور متولى اصلى شريعت يعنى امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باشد. اين بسط يدها، محدود بوده و در اثر دشمنى‏ها و سعايت‏ها، خيلى از علما، شهيد يا تبعيد مى‏شدند؛ كتابخانه شيخ طوسى را در بغداد سوزاندند و ... تا در عصر حاضر حاكميت دينى به دست توانمند روحانيت شيعه برپا شد و اين كارى شبيه معجزه بود.
اصل ولایت فقیه و مردم‌سالاری مبتنی بر آن در عمق آموزه‌های دینی و شرعی و سیره عملی فقهای شیعه مسلم بوده است؛ تا جایی که حاکمیت عالمان دین و قرآن در جامعه اسلامی در نگاه امام علی(علیه السّلام) به عنوان یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و فرض مفروض بر علما قلمداد می‌شود.
اکنون ایران اسلامی در سایه نظریه امامت و ولایت، قله‌های عزت و استقلال و پیشرفت را یکی پس از دیگری در هم می‌نوردد و با شکوه و صلابت در برابر نظام سلطه مردم مظلوم و ستمدیده را در همه جای جهان حمایت کرده و نیروهای مؤمن و مجاهد را بسیج و مدیریت و حمایت می‌کند.
 بنابر این اصل ولایت و حاکمیت فقیه از آیات و روایات متعددی استفاده می‌شود که این مربوط به خداوند متعال و سپس پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و بعد ائمه و بعد از ایشان منصوبین ائمه ‌(علیهم‌السلام) است.
امروز دشمن براى رسيدن به هدف‏هاى سياسى‏اش با تكيه بر تهمت و افترا و طرح افكار انحرافى به ستيز با فرهنگ اسلام و نظام مقدس اسلامى برخاسته است. دشمنان از خلال تهاجم فرهنگى كه مقام معظم رهبرى از ابتدا نسبت به آن هشدار و اخطار داده‏اند، از طرق مختلف و گاه حتی با استفاده از امكانات نظام و ملت، سخنان باطل خود را به خورد جامعه مى‏دهند.بحمداللّه‏ هشدارها و هدايت های مقام معظم رهبرى و موضع‏گيرى‏هاى روشن، قاطع و سريع ايشان اين توطئه‏ها را مهار كرده و مى‏كند. اميدواريم قوه قضائيه و دستگاه‏هاى امنيتى هم در خنثى‏سازى اين توطئه‏ها به وظايف خود عمل كنند.
رهبر معظم انقلاب، به این دلیل بحث خودى و غيرخودى را مطرح مى‏كنند كه مسئولان نظام در قوه مجريه و قضائيه و مقننه كه دلسوز نظام‏اند هوشيار شوند و توجه كنند كه يكى از ترفندهاى دشمن اين است كه با استناد به سخنان عناصر نفوذى، نظام را به‏عنوان نظامى كه از درون دچار تضاد و اختلاف است؛ معرفى كند. اينها در حقيقت مى‏خواهند از اين راه نظام را از درون دچار مشكل كنند. نظامى كه در درون خود تضاد داشته باشد، بالاخره از هم مى‏پاشد. اينجا يكى از وظايف اصلى و تكليف انقلابى همه مسئولان آن است كه ميان خودشان و كسانى كه اين قبيل مسائل را مطرح مى‏كنند مرزكشى كنند و اين است معناى تقسيم‏بندى نيروهاى سياسى به خودى و غيرخودى. هر كسى كه به ركنى از اركان نظام يا بخشى از بخش‏هاى اصلى نظام كه در قانون اساسى آمده، اعتراض دارد و آن را قبول ندارد، بايستى خارج از مرز نظام قرار گيرد. چنين افرادى به‏هيچ‏وجه صلاحيت ندارند كه كارگزاران نظام مقدس جمهورى اسلامى باشند.
امروز مخالفان نظام اسلامی و کسانی که دنبال براندازی حکومت اسلامی در ایران هستند تلاش می کنند از نظام اسلامی در ذهنیت مردم تقدس زدایی کنند، تا قداست حکومت اسلامی و اعتقاد مردم نسبت به حاکمیت اسلامی و ولایت فقیه از بین برود.
لزوم توجّه به خطوط ترسیم شده از سوی حضرت امام(ره) در استمرار حرکت
 امام(رضوان الله تعالی علیه) در مجموعه بیانات خود اصول را مشخص کرده‌اند؛ یکی اسلامیت نظام است که در قانون اساسی به عنوان اصل چهارم گنجانده شده و بر همه اصول حاکمیت دارد. اصل بعدی ولایت فقیه است. ایشان خیلی به اصل ولایت فقیه تاکید می‌کنند و اعتقاد دارند که ولایت فقیه از احکام اولیه است. از نظر فقهی ولایت فقیه از دستاوردهای عظیم فکری امام بود که در نجف تدریس فرمودند و تحول بزرگی در حوزه‌های علمیه به وجود آورد. امام با این نظریه فقه را زنده کردند. از بعد سیاسی ولایت فقیه مبنای کار ایشان بود و به خاطر همین نظریه نهضت ایشان پیروز شد و مملکت را اداره کرد. امام بارها تاکید کردند که اصل ولایت فقیه از احکام اولیه است و باید حفظ شود. اصل گران‌سنگ مرجعیت و ولایت فقیه در طول تاریخ علیرغم جنایت حاکمان در برخی کشورهای اسلامی، امت اسلام را از تحریف و ادیان ساختگی و پر زرق و برق حفظ کرده است و نه تنها توانسته اسلام را در جهان بسط بدهد بلکه توانسته است نظام جمهوری اسلامی را براساس دین مبین اسلام پایه گذاری و مهندسی کند. تکیه بر ولایت فقیه و مردم سالاری دینی از خصایص امام راحل(رضوان الله علیه) است که البته همانگونه که گفته شد می‌توان آن را در عمق آموزه‌های دینی و سیره عملی ائمه(علیهم السّلام) مشاهده کرد.
معمار اين انقلاب، حضرت امام (قدس‏سره) با رهبرى حكيمانه خود توانست نيروى عظيم ايمان به اسلام و ارزش‏ها و احكام نورانى اسلام را در همه ابعاد به حركت درآورد و از اين مردم مسلمان كه در اثر حوادث مختلف سياسى و اجتماعى و فرهنگى دو قرن اخير به انفعال گراييده بودند، مردمى مقاوم، ايثارگر، مجاهد، عدالت‏خواه، و عاشق ارزش‏هاى اسلام ساخت. امام در سطح كلان، مردم را و در سطح خاص، مديرانى را تربيت كرد و يك نظام نوپاى مقتدر اسلامى ايجاد كردند كه در همه ابعاد خود مورد نياز جامعه مدرن امروز است.
این انقلاب با شعار ایمان و ولایت به حرکت درآمد و با دست توانمند امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) و رهبری داهیانه ایشان و نیز با پیروی مردم از حماسه عاشورا و شهدای کربلا به ثمر رسید و توانست هرگونه آسیبی را از خود دور کند.
امام نه به دنبال حكومت بود و نه به دنبال اينكه حاكمى را بركنار كند و حاكم ديگرى بياورد. امام دنبال اسلام و ايده‏هاى بلند اسلام بود، شهدا خون خود را در اين راه دادند و خود امام (قدس‏سره) نیز عمرشان را در راه آن گذاشتند. آنچه ارزش دارد كه انسان همه وجودش را در راه آن بگذارد، همين است، نه اينكه چند وقت من يا شما حاكم باشيم. اگر هدف، فقط حكومت كردن بود شايد بعضى‏ها از نظر اجرايى بهتر از ما بتوانند حكومت و مديريت كنند. مهم، آن رسالت عظيمى است كه ارزش دارد انسان همه چيز خود در راه آن فدا كند، چنان‏كه انبيا و ائمه (عليهم‏السلام) هر چه داشته‏اند فداى آن كردند.
از امتیازات انقلاب ما این است که چون رهبریش رهبری آگاه و متصل به امامان معصوم(ع) بود و اشراف کامل به معارف دقیق و صحیح و ناب اسلامی  داشت ،از مسائل انحرافی به دور ماند. در الگویی که انقلاب اسلامی از ابتدا به جهان معرفی کرد مسائل افراطی مخالف با روح اسلام وجود ندارد. طالبان و گروه های منحرف امثال آنان که ادعای اسلام گرایی دارند و خود را به عنوان یک حکومت اسلامی معرفی می کنند، چون آن اصالت انقلاب ما را نداشتند و از رهبری عالم و آگاه و مطلع بر اسلام ناب بی بهره بودند، دچار انحراف شدند.
علت عشق مردم به امام (رضوان الله علیه) و همچنین علاقه مردم به رهبری انقلاب که علت اصلی اقتدار نظام ماست وجود سیره و سلوک و رفتار علوی در آنان است و امیدواریم در دیگر مسئولان و مدیران نظام هم باشد. این نقطه اساسی است که اگر تضعیف شد، یکی از منشأهای جدّی آسیب‌پذیری ما است، چون سبب می‌شود که به تدریج عشق و علاقه مردم نسبت به حاکمیت و مدیران کم شود. در این امور شعار کافی نیست اگر این شعارها مطرح شود ولی خدای ناکرده عملاً در حد شعار بماند، اعتماد مردم را جذب نمی‌کند. این ارزش‌ها را باید مردم در سیره و رفتار و در عملکرد و کارنامه آنها ببیند. مردم عاشق حق و عدالت و ارزش‌های اسلامی هستند و این در فطرت همه انسان‌هاست.

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...