نگاهي به سينما وآخرالزمان

نگاهي به سينما وآخرالزمان

نگاهي به سينما وآخرالزمان
منجی درسينماي جهاني از شخصیت الهی برخوردار نیست


*نصرت الله تابش


توجه سینما به موضوع پایان جهان با فیلمی با همین عنوان در‌سال 1916 به کارگردانی آگوست بلوم در دانمارک آغاز مي‌شود. 15‌سال بعد یعنی در‌سال 1931 دومین فیلم با همین عنوان در فرانسه ساخته مي‌شود. آمریکا در 1933 اولین فیلمش را با موضوع آخرالزمان مي‌سازد که فاصله‌اش با فیلم بعدی 18‌سال است. اما از‌‌سال 1955 به بعد کمتر سالی را می‌توان یافت که در آن چند فیلم درباره ظهور منجی یا آخرالزمان ساخته نشود. اما از‌سال 2000 به بعد، یعنی تا‌‌سال 2013، بیش از یکصد فیلم با موضوع آخرالزمان ساخته شده است. این شتاب چشمگیر در سینمای‌‌هالیوود در دهه اخیر اهمیت پرداختن به این موضوع را که با عقاید و معارف همه ادیان گره خورده است، آشکار می‌سازد. به عبارت ساده‌تر باید گفت تصویری را که‌هالیوود از آینده بشریت می‌سازد، تصویر غالب در ذهنیت بشر امروزی است. از سوی دیگر غفلت بزرگی در سینمای دیگر نقاط جهان به‌ویژه سینمای ایران در پرداختن به موضوع مهدویت، انتظار و ظهور منجی به چشم می‌خورد که ناگزیر باید برایش چار‌ه‌ای اندیشید. زیرا فیلم‌های آخرالزمانی‌هالیوودی صرفا داستان‌هایی جذاب برای سرگرمی نیستند بلکه به بیان مفاهیمی از موضوع انتظار، آخرالزمان و شخصیت منجی می‌پردازند که اغلب با آنچه در ادیان اصیل الهی به‌ویژه در اسلام و بالاخص در متون مقدس شیعی مطرح است، تفاوت‌ها و تناقضات چشمگیری دارد. در یک مطالعه اجمالی در سینمای آخرالزمانی‌‌هالیوودی می‌توان به این گزاره‌ها رسید. پایان جهان دهشتناک و مرادف با نابودی اکثریت قریب به اتفاق انسان‌هاست. در فیلم 2012 فقط چهارصدهزار نفر نجات می‌یابند. نجات‌دهندگان جهان در فیلم‌های‌هالیوودی نژاد سفید (آمریکایی) دارند. به نظر می‌رسد نوعی نگاه نژادپرستانه بر چنین فیلم‌هایی حاکم است، به گونه‌ای که اغلب کسانی که به نیروهای شر وابسته هستند، چهره‌هایی شرقی و آسیایی دارند. منجی بشریت در فیلم‌های دهه‌های اخیر، انسانی معمولی و معاصر است که طی یک سفر اودیسه‌وار به قدرت تسلط بر جهان دست می‌یابد. در ترمیناتورها، ماتريکس‌ها و تقریباً در همه فیلم‌های آخرالزمانی از این دست، شخصیت منجی‌ این‌گونه تصویر شده است. به عبارت دیگر منجی از شخصیت معصوم و الهی برخوردار نیست. روزهای پس از ظهور منجی نیز توصیف دقیقی ندارد و بیشتر بازگشت به همان مبانی و معارفی است که در گذشته بشریت هم وجود داشته است. در فیلم کتاب ایلای مشاهده می‌کنیم که وقتی غرب از درون جنگ‌ها و ویرانی‌ها دوباره برمی‌خیزد، تلاش می‌کند که آثار باقی مانده از هنر و ادبیات و مذهب قبل را دوباره بازسازی کند و چرخه جدیدی از زندگی بشریت را با همان بناهای قبلی آغاز کند. این گزاره‌ها را می‌توان در مطالعه و بررسی محتوای این فیلم‌ها کامل‌تر کرد. اما آنچه را که در نگاه اسلامی به‌ویژه، در معارف شیعی مطرح است، می‌توان به شکل زیر صورت‌بندی کرد.
شخصیت‌ها
1. قهرمان اصلی نجات‌بخش، انسانی معصوم با ویژگی‌های آگاهی به تمامی راه، آزادی از همه کشش‌ها و عاشق بشریت است که با حمایت الهی آرزوی همه انبیا و اولیا و اوصیا را در روی زمین محقق می‌سازد. دنیایی پر از عدالت و رفاه به‌عنوان زمینه رشد و شکوفایی بشر در مسیر سلوک الی‌الله.2. حضرت عیسی(ع) نیز یکی از مهم‌ترین ارکان ظهور است که مسیحیان جهان به پیروی از او و به همراه ایشان به حضرت حجه ابن الحسن العسکری(عج) اقتدا می‌کنند و امامت و رهبری آن حضرت را می‌پذیرند.3. 313نفر شخصیت‌های درخشان که از میان برگزیدگان امت‌ها نیز هستند. به‌عنوان مثال برخی از اصحاب آن حضرت از توان راه رفتن در میان ابرها برخوردارند که در روایات ما به برترین آنها در میان اصحاب از جناب سلمان فارسی نام برده شده است.4. بازگشت شخصیت‌های اصلی رجعت به دنیا که در میان ایشان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) حضور دارد که حکومتی هزارساله را بر روی زمین محقق می‌سازند.
5. در مورد ضدقهرمانان نیز می‌توان به سفیانی و دجال و امثال آن پرداخت.
ماجراها
در کتابی با عنوان شش ماه پایانی همه ماجراهای آخرالزمانی توصیف شده است که فهرست‌وار آن‌این‌گونه است: 1. ماجراهای آخرالزمان با یک بارندگی طولانی پس از یک خشکسالی ممتد در بیستم ماه جمادی‌الاول آغاز می‌شود و تا دهم ماه رجب یعنی 50 روز طول می‌کشد، به گونه‌ای که در روایات آمده است، چنین باران‌هایی در تاریخ کره زمین سابقه نداشته است.2. شورش سفیانی که مردی است از تبار ابوسفیان و یزیدبن معاویه (لعنه‌الله علیه). او در شامات به حاکمیت می‌رسد و جنگ‌های ویرانگری را آغاز می‌کند. زمان شورش او را در دهه آخر ماه رجب و روز جمعه ذکر کرد‌ه‌اند. او پس از تسلط بر سوریه، فلسطین، اردن و برخی مناطق دیگر به عراق لشکرکشی می‌کند. غربی‌ها نیز در این جنگ‌ها شرکت دارند. سفیانی طی نبردهای بزرگی پیروز شده و وارد عراق مي‌شود. در عراق سپاهی به فرماندهی یمانی در مقابل او می‌جنگد و او نیز شکست می‌خورد. سپاه سفیانی به سمت حجاز می‌رسد و این مصادف است با روزهای آغازین ظهور حضرت مهدی(عج). ادامه جزییات این جنگ‌ها را باید در کتب روایی و مهدوی دنبال کرد.3. قیام یمانی که از علایم حتمی ظهور است و به آن اشاره کردیم، در همین ماه اتفاق می‌افتد.4. نداهای آسمانی بلند می‌شود، به گونه‌ای که همه بشریت آنها را می‌شنوند و مفاهیمش را که شامل لعنت به ستم‌کاران و اعلام نزدیکی ظهور و سپس اعلام ظهور حضرت مهدی(عج) است و این وقایع در ماه رجب است. بقیه وقایع این ماه را اجمالی‌تر بیان می‌کنيم: ثابت ماندن خورشید و خسوف ماه در شب بدر که مربوط به ماه رجب است. در ماه شعبان روحیه آمادگی آمیخته به ترس در جهان اسلام نمایان مي‌شود. جنگ‌های متعدد میان مسلمین اتفاق می‌کند. در ماه رمضان قوای غربی نیز وارد جنگ می‌شوند و دوباره خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی غیرمعمول حادث مي‌شود. صیحه آسمانی که ندایی است که شب بیست‌وسوم رمضان که شب قدر است، از آسمان شنیده مي‌شود. هر جمعیتی به زبان خویش آن را می‌شنود. و این ندا از جبرئیل امین است که اعلام می‌کند: «صبح نزدیک شد. بدانید که حق با مهدی و شیعیان است.» (ص 114) البته پس از آن شیطان در میان زمین و آسمان ندای دیگری را برخلاف آنچه که جبرئیل گفته است، فریاد می‌زند تا زمینه شبهه و پراکندگی مردم را فراهم کند. در ماه شوال جنگ‌ها تداوم می‌یابند. شهرها از سکنه خالی می‌شوند، یکی از بزرگترین معرکه‌ها در منطقه‌ای به نام قرقیسیا شکل می‌گیرد. «قرقیسیا شهری در منطقه شمالی سوریه است که در میان فرات و سرچشمه نهری به نام «خابور » قرار دارد. این شهر حدود 100 کیلومتر با مرزهای عراق و 200 کیلومتر با مرزهای ترکیه فاصله دارد و در نزدیکی شهر «دیرالزور» است. در آینده نزدیک در آن گنجی از طلا، نقره یا مانند آ نها (مثلا نفت) کشف مي‌شود. آن‌گونه که روایات بیان کرد‌ه‌اند، آب فرات کوهی از طلا و نقره را نمایان می‌کند که برای آن از هر 9 نفر، هفت نفر کشته می‌شوند. در این جنگ اقوام مختلفی شرکت دارند؛ ترک‌ها در بین‌النهرین نیرو پیاده کرده‌اند. رومیان یا یهودیان و دولت‌های غربی که وارد فلسطین شد‌ه‌اند. سفیانی که این روزها بر دیار شام مسلط شده است و عبدالله که روایات به مطلب خاصی درباره او اشاره نمی‌کنند، ظاهرا هم پیمان مغرب زمینی‌هاست. قیس که مرکز فرماندهی‌اش مصر است و فرزند و نواده عباس که از عراق می‌آید.» (صص 128-127) عده زیادی که تا چهارصد‌هزار نفر گفته‌اند، در این جنگ کشته می‌شوند. در ماه ذیقعده «پس از معرکه قرقیسیا، عدم ثبات سیاسی حکومت عراق، خودکامگی سفیانی را تشدید می‌کند و تسلیحات نظامی خویش را وارد عراق کرده و از روز 21 یا 22 ذیقعده دست به کشتارهای وحشیانه در بغداد و سپس در کوفه (که روز عید قربان به آن‌جا می‌رسد) و دیگر شهرهای عراق می‌زند و این رفتار غیرانسانی او تا وقتی که نیروهای سیدخراسانی و ایرانیان در مقابلش قد علم کنند و طعم شکست را به او بچشانند، ادامه خواهد داشت.» (ص 137 ) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا مي‌شود. دومین کشتار بزرگ در عراق در کوفه و نجف به دست سفیانی اتفاق می‌افتد و صحنه جنگ تا شیراز (اصطخر) در ایران کشیده می‌شود، زیرا مقبره شریف حضرت علی(ع) نیز تخریب مي‌شود. سیدخراسانی قیام کرده در دروازه شیراز (اصطخر) با سپاه سفیانی درگیر مي‌شود. شعیب ابن صالح فرمانده پیشتاز سپاه ایران است. سپاه سفیانی در هم می‌شکند. سیدیمانی که نامش حسن یا حسین است، قیام خود را آغاز می‌کند و در کوفه به سپاه سیدخراسانی می‌پیوندد. نجف آزاد مي‌شود. در حجاز و در منا آشوبی در میان حجاج در ایام حج شکل می‌گیرد که بر سر حاکمیت حجاز است.مهم‌ترین حادثه در این ماه اعزام فرستاد‌ه‌ای از جانب حضرت مهدی(عج) به مکه است. او جوانمردی از بنی‌هاشم به نام محمدبن‌الحسن است که نفس زکیه‌اش می‌نامند. نفس زکیه پس از شکل دادن یک قیام در بیست‌وپنجم ماه ذیحجه وارد مسجدالحرام می‌شود و بین رکن و مقام ایستاده و نامه‌ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم قرائت می‌کند و ضمن بیان محترمانه، مردم مکه را به یاری می‌طلبد، اما او را در همان جا به شهادت می‌رسانند. همچنین پسرعموی محمدبن‌الحسن را که نام او نیز محمد است به همراه خواهری که به نام فاطمه دارد، بر سردر مسجد النبی اعدام می‌کنند. و این ماجراها مربوط به 15 روز قبل از ظهور است. آخرین روزهای ظهور در ماه محرم است که ماه ظهور است و آغاز نجات بشریت. یاران حضرت در فاصله‌ای اندک جمع شده و در مکه به آن حضرت می‌پیوندند و عملیات نجات جهان آغاز مي‌شود.از بسیاری از جزییات ماجراهای مذکور و آنچه بعد از ظهور اتفاق می‌افتد، به ناگزیر عبور مي كنيم، اما همین مقدار ظرفیت‌های دراماتیک ماجرای ظهور به روایت متون شیعی را نشان می‌دهد.
مفاهیم و درونمایه‌ها
روایت شیعی آخرالزمان دارای عمیق‌ترین مفاهیم و درون‌مایه‌های معرف‌شناختی است که بدون توجه به آنها نمی‌توان از ماجراهای آخرالزمانی تصویر سینمایی درستی را داد. اساسی‌ترین معارف شیعی را در این زمینه حتی به صورت اجمالی و فهرست‌وار نیز به دشواری می‌توان گفت. مفاهیمی مثل عصمت، ولایت، امامت و ضرورت دین به گونه‌ای که دین را نه راهی بین راه‌های دیگر، بلکه تنها راه نجات بشریت بدانیم و برخاستن دین از مفهوم ضرورت و نه فایده، ضروری‌تر شدن نیاز به امام معصوم از هوایی که تنفس می‌کنیم، مفهوم تقیه که روش تشیع برای زمینه‌سازی ظهور است. مفهوم انتظار که نه به‌زعم مسیر میرفطروس مذهب احتراز است و نه به‌زعم مرحوم دکتر علی شریعتی که مذهب اعتراض است، بلکه به معنای آماده‌باش در ذهنیت و معرفت، در عاطفه و محبت و در عمل یعنی پخته شدن پس از عبور از کور‌ه‌های رنج‌هاست. همچنین آماده‌باش در تدبیر و مدیریت و تربیت کادر و جاسازی آنها در نقاط مهم و تاثیرگذار حاکمیت جهانی است. بنابراین تدوین کتابی جامع درباره مهدویت، معارف آن و ماجراهای ظهور در نسبت با هنر سینما می‌تواند به پروژه‌ای بزرگ تبدیل شود که دارای عمیق‌ترین معارف موردنیاز بشر است، زیرا در زمینه‌سازی ظهور به گونه‌ای جمع‌بندی شده می‌توان به دو عنصر اساسی اشاره کرد. اول این‌که بشریت به یأس مطلق از همه اندیشه‌های بشری در نجات‌بخشی خویش برسد و از عمق وجود منجی موعود را بخواهد و ثانیا نیروها و کادرهای اصلی که 313 نفرند، تربیت شوند. سینما می‌تواند چنین نقشی را به عهده بگیرد. در عصر غیبت نیز داستان‌هایی تحت عنوان تشرفات رخ داده است که می‌توانند دست‌مایه‌های خوبی برای زمینه‌سازی ظهور شوند تا یکه‌تازی‌هالیوود در تخریب تصویری که آینده بشریت طی آن رقم زده خواهد شد، طعم ناکامی را بچشد.
*سردبير فصلنامه بنياد سينمايي فارابي

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...