نظارت امام رضا علیه السلام بر مشی جواد الائمه علیه السلام / انفاق موحدانه و دوری از بخیلان، در شرح نامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به امام محمد بن علی الجواد علیه السلام

نظارت امام رضا علیه السلام بر مشی جواد الائمه علیه السلام / انفاق موحدانه و دوری از بخیلان، در شرح نامه امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به امام محمد بن علی الجواد علیه السلام


أحمد بن محمّد بن خالد و محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى جميعاً، عن ابن أبي نصر، قال: قرأت في كتاب أبي الحسن الرّضا إلى أبي جعفر عليهما السلام:يا أَبا جَعفَرٍ، بَلَغَني أَنَّ المَواليَ إِذا رَكِبت أَخرَجوكَ مِنَ البابِ الصَّغيرِ، فَإِنَّما ذلِكَ مِن بُخلٍ مِنهُم؛ لِئَلَّا يَنالَ مِنكَ أَحَدٌ خَيراً، وَأَسأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيكَ لا يَكُن مَدخَلُكَ وَ مَخرَجُكَ إِلّا مِنَ البابِ الكَبيرِ، فَإِذا رَكِبتَ فَليَكُن مَعَكَ ذَهَبٌ وَفِضَّةٌ، ثُمَّ لا يَسأَلُكَ أَحَدٌ شيئاً إِلّا أَعطَيتَهُ. وَمَن سَأَلَكَ مِن عُمومَتِكَ أَن تَبَرَّهُ فَلا تُعطِهِ أَقَلَّ مِن خَمسينَ ديناراً، وَالكَثيرُ إِلَيكَ، وَمَن سَأَلَكَ مِن عَمَّاتِكَ فَلا تُعطِها أَقَلَّ مِن خَمسَةٍ وعِشرينَ ديناراً، وَالكَثيرُ إِلَيكَ، إِنَّي إِنَّما أُريدُ بِذلِكَ أن يَرفَعَكَ اللَّهُ، فَأَنفِق وَلا تَخشَ مِن ذي العَرشِ إِقتاراً. (عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، ج2، ص8)امام رضا(ع) در نامه ای از خراسان به مدینه خطاب به فرزندشان امام جواد(ع) می نویسند: ای اباجعفر! به من خبر رسیده که غلامان هنگامی که بر مرکب سوارت می کنند از درب کوچک تو را خارج می کنند [تا کسی تو را نبیند] پس قطعاً این از بخل ایشان است تا کسی از تو به خیر نرسد، و از تو می خواهم به حقی که بر تو دارم، ورود و خروجت جز از درب بزرگ نباشد. پس هنگامی که سوار می شوی، باید همراه تو  طلا و نقره (دینار و درهم) باشد، سپس کسی چیزی از تو نمی خواهد مگر این که به او عطا می کنی. اگر از عموهایت کسی از تو درخواستی داشت که به او نیکی کنی، کمتر از پنجاه دینار عطایش نمی کنی، و بیش از آن به عهده خود توست، و اگر کسی از عمه هایت از تو چیزی خواست، کمتر از بیست و پنج دینار عطا نمی کنی و بیش از آن نیز به عهده خودت می باشد. همانا من تنها از این امر می خواهم که خدا تو را رفعت بخشد، پس (ببخش و) انفاق کن و از کسی که صاحب عرش است (یعنی خداوند تبارک و تعالی) خوف تنگ دستی نداشته باش.

ارتباط تنگاتنگ امام رضا(ع) با فرزند
ارتباط تنگاتنگ امام رضا(ع) با فرزند دردانه شان، ابوجعفر محمد بن علی الجواد(ع)، بگونه ای است که بُعد مسافت خراسان تا مدینه نیز مانع این ارتباط و نظارت دقیق حضرت رضا(ع) بر احوال و افعال جوادش، نمی شود. چرا که در ایام سفر تحمیلی امام رضا(ع) به خراسان، فرزند برومند ایشان حدود شش سال دارند و به زودی باید در ایام کودکی (هشت یا نه سالگی)، به امامت برسند، که این امامت در این سن و سال، در شیعه سابقه نداشته و باید زمینه ساز پذیرش امامت امام و وصیّ آخر، حجة بن الحسن(عج) نیز باشد. پس روابط امام رضا(ع) و فرزندشان، و حفاظت و آماده کردن این فرزند برای  امر امامت در سن کودکی و تلاش برای هدایت مردم و آمادگی آن ها برای پذیرش این امر سنگین، باعث وسعت و سرعت در این ارتباطات می شود. نقل شده، حضرت رضا(ع) و جوادالائمه(ع)، از طریق نامه نگاری با یکدیگر در ارتباط بوده اند و جالب این جاست که از نامه های امام جواد(ع) از مدینه به خراسان، هیچ نسخه ای در دست نیست! علیرغم این که روایت شده نامه های آن حضرت در نهایت فصاحت و بلاغت بود. (نک: عیون اخبارالرضا(ع)،شیخ صدوق،ج 2، باب 60) شاید پرسش و پاسخ های ابن الرضای خردسال، جزو اسرار امامت بوده باشد!

امام جواد(ع) ومديريت اجتماع و اقتصاد
تمامی مسایل مدیریتی و اجتماعی و اقتصادی موسی بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) در مدینه، پس از سفر آن حضرت به خراسان، همگی به عهده امام جواد(ع) خردسال سپرده شده، از قبیل اداره امور بنی هاشم و سادات، اقوام و خویشان، رسیدگی به موقوفات و صدقات و باغات، رسیدگی به وضعیت عقیدتی و معیشتی شیعیان و... آن هم بدون این که برای امام جواد(ع) از سوی پدر بزرگوارش، وزیر یا وکیل و نماینده ای تعیین شود، بلکه حتی با وجود بزرگان از بنی هاشم همچون علی بن جعفر، عموی امام رضا(ع) که از اجلاء و فقهای شیعه است، باز هم اداره امور، به امر حضرت رضا(ع) و در غیابشان، به تنهایی بر دوش جواد الائمه(ع) قرار می گیرد و این، حاکی از ظرفیت وجودی و توان اجرایی و عملی امام محمد تقی(ع) است که بر وکلای امام رضا(ع) هم در زمان حیات آن حضرت، ولایت دارد و برخی امور امامت را در حجاز، به عهده گرفته است. (نک: امام جواد محمد بن علی(ع)، محمدزاده، ص 67، ناشر:دلیل ما)در ابتدای نامه مذکورچنین آمده: بلغنی أن الموالی... به من خبر رسیده که غلامان تو را از درب کوچک خارج می کنند. در این جمله،  نظارت پیگیر و مستمر امام رضا(ع) آن هم از راه دور، نسبت به کوچک ترین حالات امام جواد(ع) که به ظاهر، یک ورود و خروج ساده از منزل می باشد، ابراز می شود.

حساسيت امام رضا(ع)
حساسیت بالایی که امام رضا(ع) به دلیل شرایط و پیچیدگی وضعیت نظام تشیع، نسبت به حالات فرزند خردسالشان دارند، در دوره کودکی سایر ائمه، مثل حسنین(علیهما السلام) دیده نمی شود، تا جایی که چندبار، کودکان علی(ع) در مدینه و نخلستان های آن، حین بازی کردن، گم می شوند! (نک: موسوعه کلمات سیدتنا فاطمة الزهراء(س)، پژوهشکده باقر العلوم(ع)، صص  220و226و229و230) خروج امام جواد(ع) از منزل، علیرغم خردسال بودنشان، تشریفات خاصی دارد و از ابتدای نامه هم معلوم می شود که ایشان سواره بر مرکب، چونان امیری مقتدر و با شوکت، از منزل خارج می شوند و گویا مردم زیادی هم همواره منتظرند تا جمال ابن الرضا(ع) را زیارت و حاجات خود را از ایشان بخواهند و این مردم، قاعدتاً پشت درب بزرگ خانه امام، جمع می شوند.در جمله بعد، حضرت رضا(ع) می فرمایند: همراهان و غلامان، تو را (پنهانی) از درب کوچک خارج می کنند و این قطعاً از بخل ایشان است تا خیرات تو به مردم نرسد! و در جمله بعد حضرت از وصیّ بعد از خود، می خواهند که ورود و خروج خود را از درب بزرگ قرار دهد.چه سرّی در این فرمایش امام وجود دارد؟ چرا امام رضا(ع) نسبت به نحوه ورود و خروج فرزند خردسال خود، این قدر حساسیت نشان می دهند؟کسی که شوکت و عظمت دارد، و حتی بناست در آینده ای نزدیک، عهده دار امور سنگینی شود و بار هدایت و مدیریت خلق را به دوش بکشد، ورود و خروجش باید از درب اصلی و بزرگ باشد. مردم باید جواد الائمه(ع) را ببینند و با این رؤیت، در زمان امامت ایشان، کمتر دچار تردید شوند، چرا که مشکلات پذیرش امامت آن حضرت در بین مسلمین، مشکلات تازه و پیچیده ای بوده که البته بررسی آن مجالی دیگر می طلبد.

دردسترس بودن امير جامعه
در دسترس بودن امیر جامعه، باعث می شود که طراحی روابطی که به او منتهی می شود به دست خود امیر باشد نه اطرافیانش، حال آن که طراحی غلامان و همراهان حضرت جواد(ع) به گونه ای بوده که در رفت و آمدها، مردم و نیازمندان، امام(ع) را نبینند و به ایشان دسترسی نداشته باشند. آن ها می خواستند فقط خودشان، گرد حضرت باشند و به دیگران، راه ندهند! و شاید برای این منظور، بهانه های مختلف هم می آوردند که مثلاً، آقا اذیت می شوند...آقا خسته اند...حضرت گرفتارند و...!در شیوه مدیریت علوی، این امیر است که طراح و محرک و مدیر ماموران است نه بالعکس، و امیر علوی، در حلقه محاصره بخیلان و تنگ نظران گرفتار و محصور نمی شود و با تنظیم نوع روابطش و در دسترس بودن و ارتباط تنگاتنگش با مردم، این حلقه های پر از دسیسه را می شکند و این شیوه، برای محروم نماندن مردم است تا در امنیت دسترسی شان به بزرگ قوم، با بیان نیازها، به خواسته هاشان برسند، آن هم در کمترین زمان ممکن، نه با تاخیرهای جانکاه و ایمان سوز! و آن هم از دست خود امیر، تا محبتش در دل ها ریشه بدواند.

مردم بخيل و امير
راستی، چه کسانی باعث می شوند که نیازمندان – چه آن ها که حاجت مادی دارند و چه آن ها که نیازمند معنوی هستند ، از صاحبان مناصب و از بزرگان و امرا، دستشان دور باشد؟ پاسخ را امام رضا(ع) در «بخل» می دانند. مردم بخیل وقتی گرداگرد یک امیر و یک صاحب قدرت و منصب را بگیرند، دست مردم و حاجتمندان را ، به سبب همان بخل باطنی شان، از او کوتاه می کنند. این آموزه امام رضا(ع) برای ما هم درسی است که حتی در حوزه خانواده و قوم و عشیره خود، مراقب باشیم و بدانیم چه کسانی هستند که با حلقه زدن در اطراف ما، ما را از ارحام خود و از نیازمندان جدا می کنند؟ چه کسانی هستند که ارتباطات ما را حتی با بستگان نزدیک خودمان تنظیم می کنند؟ چه کسانی هستند که دیگران را در چشم ما کوچک یا بزرگ جلوه می دهند و این جلوه دادن هاشان، ریشه در کدام نیت قلبی آن ها دارد؟ همین دقت در ساده ترین روابط خانوادگی را می توان به روابط در محل و شهر و اجتماع و... توسعه داد چرا که در همه اجتماعات، حلقه ای از بخیلان وجود دارند، چه در خانه ها، و چه در وزارتخانه ها! از همین روست که امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر، به او سفارش می کنند که از مشورت با مردم بخیل بپرهیزد.

مقابله امام رضا(ع)با بخل
 امام رضا(ع) برای مقابله با بخل بخیلان و برای برآورده شدن حاجت نیازمندان و نیز دلایل دیگری که ذکر شد و یا دلایل دیگری که در فهم نگارنده نمی گنجد، به امام جواد(ع) توصیه می کنند که ورود و خروج خود را به گونه ای دیگر و با تدبیر و اراده خود و به امر امام(ع) حاضر و ناطق، نه اطرافیان، تنظیم کنند و با عمل، وساوس و طرح های گاه پیچیده بخیلان را خنثی کنند و گرفتار ترس های ناشی از شرک، و یا تلافی های ناشی از بغض ها و عقده های بخلا نشوند. و البته شاید بتوان گفت، این جریان، جریانی بود که از مدت ها قبل در مدینه و در اطراف امام، شکل گرفته بود.پس از اشاره حضرت به جریان بخل، و توصیه شان به ورود و خروج از درب بزرگ و در دسترس و مرأی و منظر بودن مردم، توصیه بعدی امام رضا(ع) این است که فرزندشان به همراه خود درهم و دینار داشته باشد. چرا که طبیعی است وقتی شخصیت ممتاز یک جامعه که جایگاه امامت قوم و رهبری و ولایت بر مردم دارد، در معرض دید و خواسته های مردم قرار گیرد، باید به همراه خود امکانات و اموال داشه باشد تا کسی از نزد او محروم یا ناامید و دست خالی برنگردد و حتی به آن ها که مسألتی هم ندارند، از باب جود و کرم، ببخشاید و این بخشش ها سوای صدقات و زکوات است. در این انفاق ها هم، توجه حضرت رضا(ع)، به خود منفـِق است، چرا که در پایان نامه، امام(ع) اشاره می کنند که هدف، رفعت فرزندشان نزد خداست، نه فقط رفع نیاز یک حاجتمند.

اكرام با سائل مومن و متقي
 با مخاطب و یا سائل مؤمن و متقی، باید با احترام و اکرام و عزت برخورد شود، نه فقط با پول یا امکانات زیاد. در انفاقِ مد نظر امام رضا(ع)، وسعت وجودی منفـِق لحاظ می شود، نه نوع نیاز مخاطب و سائل. انفاق کننده ای که در دل خود انشراح و توسعه ای داده، دیگر در برخورد با سائل، توبیخی ندارد و سوال و جوابی از او نمی خواهد که مثلاً تو چرا خودت زندگی ات را اصلاح نمی کنی؟ چرا اموالت را به باد داده ای؟ چرا بدهکار شده ای؟ و... در مشی علوی و رضوی، هزینه ها کم، و انفاق ها و بخشش ها زیاد می شود و به همین جهت، حضرت رضا(ع) به فرزند خود توصیه می کنند که با خود درهم و دینار همراه کن، یعنی انفاق را زیاد کن نه هزینه را، که بخیلان هزینه کرده و در چاه می ریزند ولی انفاق نمی کنند، ولی انفاق کنندگان، با بخشش خود، مردم را از زمین گیری و رکود نجات می دهند.

 

حجة الاسلام مقداد تابش

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...