عناصر تشکیل‌دهنده قیام امام‌حسین(علیه السلام)

عناصر تشکیل‌دهنده قیام امام‌حسین(علیه السلام)

 

عناصر تشکیل‌دهنده قیام امام‌حسین(علیه السلام)

آیت‌الله‌العظمی شهید سیدمحمدباقر الصدر

 

واقعه کربلا به مثابه یک حادثه سهمگین سبب شد تا امت اسلامی به خود آید و هویت اعتقادی خویش را بازسازی کند. لذا، برای ایجاد چنین جوشش و حرکتی، ضروری بود که افرادی با توانایی‌های ویژه پا به عرصه گذارند تا بتوانند نقش احیاگر خود را برای نجات امتی که در بستر مرگ افتاده بود ایفا کنند. مجموعه عناصری را که در شکل‌دهی چنین تحرک عظیمی سهم داشته است، می‌توان چنین برشمرد:

1- خصوصیات فردی پرچمدار قیام

در خط مقدم جبهه حق امامی معصوم ایستاده است که دارای تمامی کمالات و ویژگی‌های قدسی و حکومتی است و به تعبیر پیامبراکرم(ص): «الحسن والحسین امامان قاما اوقعدا: حسن و حسین هر دو امامند، خواه قیام کنند و خواه نشسته باشند».قداست حضرت سیدالشهدا(ع) مطلبی نیست که در این زمان بر امت مخفی و پوشیده باشد، خصوصا آنکه در این هنگام هنوز بسیاری از اصحاب پیامبر(ص) این احادیث را در شأن امام‌حسین(ع) از آن حضرت شنیده‌اند، زنده هستند و در میان مردم حضور دارند.

2- علاوه بر این آن حضرت برخوردار از نسبی هستند که هیچ‌کس نمی‌تواند در آن کوچک‌ترین تردید و خدشه‌ای وارد سازد؛پدر او علی و مادر او فاطمه(ص) و جد او رسول‌خدا(ص) است و صحابه هنوز این حدیث پیامبر(ص) را به‌خاطر دارند که: «حسین منّي و انا من حسین»: حسین از من است و من از اویم؛ آنان این تمازج روحی و تمازج نسبی را به خوبی درک می‌کند از سوی دیگر امام‌حسین(ع) دارای جاه و شرافت اجتماعی است، دارای مال و ثروت است. و پناه بی‌پناهان و مستمندان به شمار می‌رود.شاهد بر این نکته اینکه در روز عاشورا، به خواهر بزرگوار خویش حضرت زینب کبری(س) فرمود: «برایم لباس‌هایی بیاور که با آن این لباسم را عوض کنم تا دشمن در آن طمع نکند و آن را از تنم بیرون نیاورد.» وقتی حضرت زینب کبری(س) لباس‌هایی کهنه و پست برای آن حضرت آورد و آن را در تن ایشان دید با حالت ناراحتی و استنکار فرمود: «آیا شما چنین لباسی به تن می‌کنی؟» در این فرمایش حضرت فهمیده می‌شود که لباس‌های قبلی آن حضرت بسیار فاخر و گران‌قیمت بوده‌اند و اگر اینچنین نبود وجهی برای این سوال و ناراحتی وجودنداشت. روایات نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که قافله بنی‌هاشمی دربردارنده اموال بسیاری بوده است. بنابراین امام‌حسین(ع) برخوردار از تمام شاخصه‌های ممتاز یک شخصیت انسانی است: شرف، جاه، ثروت و عصمت.

3- حجت

برای آنکه این نهضت بی‌ثمر نماند، پرچمدار آن، اسناد و تالیفی را با خود به همراه دارد که به قیام او مشروعیت می‌بخشد. نامه‌هایی که به‌طور خاص از کوفه می‌رسد با اصرار از آن حضرت می‌خواهند که به عراق بیاید مضمون این نامه‌ها بر اساس روایات این است که: «به سوی لشکری که برای تو آماده شده است بیا که درختان سرسبز شده و میوه داده‌اند». شکی نیست که پاسخ ندادن امام(ع) به این نامه‌ها – که بنا بر کمترین تعدادی که نقل شده است 12هزار نامه بوده است. حجتی علیه آن حضرت به‌شمار می‌رفت که چرا فرصت را از دست داده است؟ و برعکس اجابت امام(ع) و آمدن ایشان به کوفه، موجب اتمام‌حجت بر امت در صورت خیانت آنان بود. نکته دیگر آنکه امام(ع) اگر بیعت نمی‌فرمود، تهدیدی علیه حکومت اموی به‌شمار می‌رفت و اگر هم بیعت می‌نمود که با این کار مهر مشروعیتی بر سیاهی حکومت ظالمانه اموی زده بود و امیدی را که امت به آن حضرت بسته بود، ناامید می‌نمود.در صورتی که امام(ع) از بیعت سر باز می‌زد، با دو گزینه مواجه بود:نخست مرگ که [چنان که می‌دانیم] امویان مقرر کرده بودند که اگر آن حضرت به پرده خانه کعبه هم چنگ زده باشد ایشان را به قتل رسانند.دوم: مهاجرت به یکی از مناطقی که ایشان در آن دارای پایگاه مردمی بودند که در آن دوران منحصر در کوفه و بصره و یمن بود. واضح بود که بنی‌امیه در هریک از این مناطق به هر حال دنبال آن حضرت می‌آمدند.پس از آنها کوفه كه دربردارنده بیشترین جمعیت هوادار آن حضرت به‌شمار می‌رفت و از سوی دیگر مطالبه وسیعی از جانب مردم کوفه برای رفتن ایشان به کوفه صورت پذیرفته بود، طبیعی بود که آن حضرت از میان گزینه‌های کوفه و بصره و یمن، کوفه را انتخاب کنند.از این‌رو آن حضرت اصرار محمدبن حنفیه، مبنی بر نرفتن ایشان به کوفه و همچنین درخواست ابن‌عباس مبنی بر رفتن به سوی یمن را رد فرمود.

3- شعار

با توجه به اینکه امام(ع) از خیانت مردم کوفه آگاه بود و می‌دانست که آنان فرستاده ایشان جناب مسلم‌بن عقیل و نیز هانی‌بن عروه را به شهادت رسانده‌اند و جمعی دیگر را نیز پراکنده و عده‌ای را دستگیر کرده‌اند، آن حضرت بدون‌تردید در مقابل یک مواجهه نظامی قرار گرفته بودند. پس برای آنکه مبادا اهداف این قیام مشوه و مورد تحریف قرار گیرد، آن حضرت از همان ابتدا، به طرح و اعلان شعارهای خود پرداخته و در زمان خروج از مدینه تا روز عاشورا پیاپی به تکرار بیان اهداف خود اقدام فرمودند: «قسم به خدا که من از روی سرمستی و یا ظلم و فساد خروج نکرده‌ام بلکه برای طلب اصلاح در امت جدم و برای امر به معروف و نهی از منکر خروج نموده‌ام».

سپس آن حضرت ، امت را در برابر گزینه‌هایی قرار دادند که به ناگزیر باید یکی از آنها را انتخاب می‌نمود و از این طریق به قیام خود در برابر سلطه حاكم صبغه اي منحصربه‌فرد بخشیدند؛ آن حضرت پس از مواجهه با حربن یزیدریاحی(رض) فرمودند: «زمین خداوند وسیع است، مرا بگذارید که به دنبال کار خود بروم. که این بدان معناست که امام(ع) حتی گزینه عزلت گزیدن خود از جامعه را هم در مقابل دشمن قرار می‌دهد ولی لشکر حر از پذیرش این گزینه که مخالف با اوامر امویان است، خودداری می‌کند و آن حضرت را به کربلا می‌کشاند. از سوی دیگر نیز آن حضرت دست اصحاب خویش را برای ترک نبردی که شکست نظامی در آن حتمی بود، باز گذارد و از این‌رو در شب دهم محرم آنها را جمع نمود و فرمود: «از تاریکی شب برای رفتن استفاده کنید که من بیعت خود را از شما برداشتم». در این هنگام اصحاب باوفای آن حضرت از پذیرش این پیشنهاد سر باز زدند. زهیر بن قیس برخاست و گفت: «آن وقت جواب عرب را چه بدهیم؟  آیا پسر دختر رسول‌خدا(ص) کشته شود و ما زنده بمانیم به خدا سوگند که هرگز چنین نخواهیم کرد. دیگران نیز چنین گفتند.از آنجا که درگیری حتمی بود و شمشیر در این معرکه داور نهایی بود، حضرت سیدالشهدا(ص) بر ورود بر این نبر اصرار نمود و فرمود:« ان کان دين محمد (ص) لم يستقم الا بقتلي/ فيا سيوف خذيني »«اگر دین محمد(ص) بجز با قتل من برجای نمی‌ماند پس شمشیرها مرا در آغوش گیرد»به هر حال امام(ع) اهداف قیام خود را از مدینه تا کربلا شعار خویش قرار داد و پس از آن نیز حضرت زینب کبری(س) این رسالت را ادامه داد تا اینکه درنهایت منجر به سقوط حکومت فاسد اموی شد.

 

 

4- عنصر عاطفی

عنصر عاطفی در نهضت امام‌حسین(ع) بروز می‌یابد تا حرکت آن حضرت بتواند در عمق جان افرادی دیگر که با استدلال منطقی سروکاری ندارند، نفوذ کند و آنها را نیز به حرکت درآورد.عنصر عاطفی در قیام امام‌حسین(ع) به دو شیوه بروز می‌یابد:نخست: از طریق شرکت دادن زنان هاشمی و کودکان در معرکه به نحوی که حتی کودک شیرخوار نیز در این نبرد به شهادت می‌رسد، طبیعی است که وجود بانوان علوی و مخدرات هاشمی در آن، این محبت عظيم، تا چه حد می‌تواند عواطف افراد را برانگیزد و موجب شکستن دل‌ها گردد.امام(ع) کودکان را به معرکه می‌آورد تا نشان دهد این قومی که از روی ترس یا طمع به جنگ با ایشان آمده‌اند تا چه حد در پستی و فرومایگی غلتیده‌اند. از این‌رو آن حضرت(ع) آنها را مخاطب قرار داده و می‌فرماید:«فرض که بزرگان گناهکارند، کودکان چه گناهی کرده‌اند؟»بدین‌‌طریق امام(ع) سرمایه عاطفی عظیمی را برای این نهضت تا ابد ایجاد فرمود و صحنه آن را ترسیم نمود که در طول تاریخ همچنان به‌عنوان قله فجایع تاریخ بشریت شناخته می‌شود و همچنان احساسات انسان‌ها را به حرکت در می‌آورد.دوم: از طریق تذکر و موعظه، امام(ع) و اصحاب آن حضرت از این شیوه نیز برای بیدار کردن عواطف طرف مقابل بهره جستند. امام(ع) می‌فرمایند: «آیا من پسر دختر پیامبر شما نیستم؟» سپس می‌فرماید: «چرا با من می‌جنگید؟ آیا سنتی را تغییر داده‌ام و یا بدعتی آورده‌ام؟» در موضعی دیگر می‌فرماید: «اگر دین ندارید و می‌پندارید عرب هستید پس در دنیای خود آزاده باشید". این فرمایش را آنگاه ابراز فرمود که دشمن به خیمه‌های بانوان بيت رسالت هجوم برد. ایشان با این فرمایش می‌خواهد بفرماید که این قوم تا بدانجا سقوط کرده‌اند که نه تنها دین بلکه عرف‌های عربی خویش را نیز از یاد برده‌اند.در پرتو آنچه که ذکر شد، تصویری موجز از عناصر شکل‌دهنده نهضت امام‌حسین(ع) و نیز تصویری از وضعیت امت اسلامی در آن زمان به دست آمد، امتی که به حالت احتضار افتاده بود و رمق خود برای مبارزه را از دست داده بود، امتی که حکام خود برای کشتن روحیه عزت و کرامت در آن و زدودن آثار رسالت در آن کمر همت بسته بودند.

*برگرفته از کتاب ائمه اهل‌البیت و دور هم فی تخصیص الرساله الاسلامیه.

ترجمه :دكتر محمد حسين بياتي

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...