ضیافت و زیارت، بازخوانی زیارت عاشورا (1)

ضیافت و زیارت، بازخوانی زیارت عاشورا (1)

نویسنده: حجة الاسلام سید بهاءالدین ضیایی

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیلک یا ابا عبدالله

اگر هدف خلقت ]عبودیت[ است ، اگر آدمی آفریده شده است تا ]عبد[ شود، اگر دنیا آزمایشگاه بندگی است، اگر صراط مستقیم و نزدیکترین راه فقط عبودیت خداست ، پس به من بیاموز عبودیت را که تو اباعبدالله و آموزگار عبودیتی. تو پرورش دهنده ی عبدالله ایی. به من بیاموز چگونه حیات و مماتم را  ]وِرداً واحداً[ کنم . به من بیاموز چگونه ] اَشَدُّ حبّاً لله [شوم  . به من بیاموز چگونه ]یوثرون علی انفسهم   [شوم. به من بیاموز چگونه عشق های کوچک را خرج عشق بزرگتر کنم. به من بیاموز که می توان اینگونه اسماعیل ها را خرج خدا کرد. به من بیاموز از ]ذیبح الله[ تا ]خلیل الله[ را. به من بیاموز راز شکفتن را. راز سراز خاک برآوردن را. مگر مَثَل ما در انجیل همانند ]زَرع[ نیست  ؟ که سر از خاک برمی دارد و استوار می ایستد. پس به من بیاموز چگونه سر از خاک بردارم؟ چگونه ساقه هایم را محکم و استوار کنم؟ و بر پای بایستم؟
من که عبادت های شش هزار ساله ی شیطان را دیده ام  ، از عبادت های خود می ترسم که مبادا از کفر و استکبار سر در آورد . تو اباعبداللهی تو آموزگار عبودیتی به من بیاموز راز عبودیت را. به من بیاموز چگونه ]عمل[ رابا ]اَمر[ او هماهنگ کنم. به من بیاموز چگونه به ضرورت ]امر[ او واقف شوم و از ]اَمَل[ خود ]عَمَل[ ام  را جدا کنم.  
یا ابا عبدالله مرا به عاشورا ببر. به زیارت عاشورا که می دانم مرا در این زیارت، ضیافت خواهی کرد. آن گونه که خدایت ضیافت کرد.
و مگر شرط ضیافت الله صوم و صیام نیست. بریدن از آب و نان. پس ]هب لی کمال الانقطاع الیک [.
من می خواهم از شما شوم. می خواهم ]منّا[ شوم. من تو را ]اَبّ[ می دانم و می دانم که شرطش گذشتن است. گذشتن از ]آب[. ] فَمَن شَرِبَ منه فلیسَ منّی و من لم یَطعَمهُ فانّه منی [. و می دانم بر نفس و  شیطان کافر پیروز نمی شوم جز با ثبات قدم. و به ثبات قدم نمی رسم جز با صبر. پس سرشار کن. بریز. ]ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین [. که صبر و ثبات و نصر را با هم می خواهم.
به من صبری بده تا ننوشم. ثباتی بده تا نلغزم و نصری تا نشکنم..
مولای من مرا به خودم معرفی کن. مرابه خودم نشان ده تا ببینم و بدانم که عبد کیستم. آقای من! شنیده ام که فرموده اید: ]الناس عبید الدنیا[. وای بر من از عبودیت دنیا. آری مولای من ما عبدالله نیستیم. ما عبد دنیا هستیم. مومنان هستند که خدا را دوست دارند آن هم ]حب شدید [ ولی ما دنیا را دوست داریم و آخرت را رها کرده ایم. ] کلا بل تحبون العاجلة و تذرون الآخرة  [. و این طبیعی است که محبوب هر کسی معبود اوست. خدایا بحق ابا عبدالله ]اخرج حب الدنیا من قلبی  [ تا با آموزه های اباعبدالله، عبدالله شویم.  آمین.



ـــــــ
 1 - الذاریات/56
 2 - یس/61
 3 - دعای کمیل
4  - البقره/165
5  - الحشر/9
6  - الفتح/29
7 - نهج البلاغه/خطبه 192
8  - البقره/34
9  - البقره/67-74
10  - مناجات شعبانیه
11  - البقره/249
12  - البقره/250
13  - البقره /165
14  - القیامه/20-21
15  - دعای ابوحمزه ثمالی

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...