بر سایه سار وحی

بر سایه سار وحی

بسمه تعالی

تفسیر سوره مبارکه انبیاء

خصوصیات:

این سوره بیست و یکمین سوره قران کریم می باشد که در جزء 17 قرآن قرار دارد. و از سوره های مکّی می باشد. تعداد آیات این سوره بنابرقول کوفیان 112 آیه و بنابر قول غیر کوفیان 111 آیه می باشد. زیرا کوفیان جمله ( مالا ینفعکم و لایضرّکم..) را یک آیه مستقل حساب کرده اند.

فضیلت :

ابن کعب از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که هر کسی که این سوره را قرائت کند خداوند در روز حساب و کتاب، او را به  آسانی حساب کند و او را می بخشاید و تمام پیامبرانی که نام مبارک آنها در قرآن ذکر شده است به این شخص سلام کنند امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر کس این سوره را از روی محبت و علاقه بخواند در بهشت هم نشین پیامبران است و در این جهان در نظر مردم با ابهت خواهد بود.

موضوع و مفهوم کلی سوره:

نسبت به موضوع کلی سوره، اقوال مختلفی بیان شده است مثلا علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند: این سوره پیرامون مسأله نبوت است. لکن به نظر می رسد که این سوره مثل سُوَر دیگر، دارای فرازهای گوناگون باشد که با ملاحظه هر فراز از این سوره، موضوع آن و موضوع کلی سوره، مشخص می گردد.

مثلا آیه 1 الی 15 اولین فراز این سوره مبارکه می باشد که اگر بخواهیم موضوع این فراز اول را بصورت کلی، بیان کنیم عبارت است از غفلت و اعراض و روی گردانی ظالمان از حساب و کتاب (قیامت) که این امر باعث گردیده، به انبیاء الهی، اتهام زده و به کلام و ذکر خدا ایمان نیاورند و خداوند هم در مقابل ابتدا، اتهام انبیاء را دفع کرده و با بیان حال مردم اقوام قبل و انبیاء قبل، نتیجه این عدم ایمان را عذاب سخت الهی بیان می کند.

نکته:

این سوره با اینکه از سوره های مکی است که در آن حجت از بشارت و وعده الهی بیشتر در میان است لکن در این سوره، کلام از تهدید و وعید به عذاب بیشتر بیان شده است.

سوال: علت اینکه در این سوره که بنام انبیاء است، در اولین آیه کلام از حساب و کتاب قیامت شده است چه نکته ای است و چه تناسبی با این سوره دارد؟

جواب :

ممکن است نکته این شبه این باشد که، وظیفه اصلی انبیاء، هدایت و تربیت اعمال مردم می باشد و مردم در قیامت نسبت به این اعمال و رفتار، محاسبه خواهد شد و خود این محاسبه اعمال، دلیل بر حقانیت و اثبات نبوت و رسالت انبیاء الهی و حقانیت کلام و ذکری است که توسط انبیاء الهی نازل شده است.

تفسیر آیه 1- اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلة معرضون

ترجمه :محاسبه اعمال مردم نزدیک شده است و حال اینکه مردم در غفلت، روی گردان هستند.

اِقتَرَبَ:

اقترب فعل ماضی  باب افتعال از ماده قَرُبَ بر وزن کَرُمَ می باشد و از افعال لازم است بنابراین برای متعدی شدن نیاز به حرف من و الی دارد. و بر خلاف باب قَرِبَ بر وزن عَلِمَ که از افعال متعدی است مثل آیه : ولا تقربا هدا الشجرة لکن معنای هر دو باب، دَنا یعنی نزدیک شدن می باشد.

بنابراین اقترب فعل لازم است و برای متعدی با حرف جر استعمال می شود و بخاطر همین لام بمعنای الی می باشد.

نکات تفسیری:

1- اقترب از باب افتعال دال بر مبالغه و مطاوعة، بر وزن ماضی آمده است تا حتمی و قطعی الوقوع بودن ، قیامت و حساب مردم را بیان کند.

2- اقترب فعل لازم است بر وزن کَرُمَ و برای متعدی شدن نیاز به حرف جر من و الی دارد البته با این فرق که اسناد، نزدیک شدن در من و الی فرق دارد مثلا اقترب زید من عمر یعنی عمر به زید نزدیک شده است و اقترب زید الی عمر یعنی نزدیک شدن از سمت زید است به این بیان در آیه شریفه چون مراد این است که قیامت، به مردم نزیدک می شود نه مردم ( زیرا مردم غافل از حساب و کتاب هستند) بنابراین لام در للناس بمعنای الی می باشد.

( سوال: چرا به جای لام ، الی استعمال نشده است؟)

3- علت استفاده حرف لام بجای حرف الی در للناس این مطلب است که یکی از معانی که حرف لام افاده می کند، اختصاصی و الزام و همراه بودن است که این معنی در حرف الی نیست و این مطلب استفاده میشود که مراد خداوند این است که حساب و کتاب اعمال انسان، همراه انسان می باشد و کأنَّ یک شی هستند نه دو  چیز و این مطلب از آیات دیگر قابل استفاده است.

سوره اسراء آیه (13): و کل انسان الزمناه طائرةُ فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتابا بلقاه منشوراً.

سوره طور آیه (21): کل امری بما کسب رهین

سوره مدثر آیه (38) : کل نفس بما کسبت رهینة.

4- مراد از نزدیک شدن قیامت و حساب به مردم چیست؟ احتمالات گوناگون مطرح شده است احتمال اوّل : با گذشت عمر انسان ، روز به روز، ساعت به ساعت، انسان به قیامت و حساب و کتاب و محاسبه اعمال نزدیک تر می گردد.

احتمال دوم: بعثت رسول مکرم اسلام در آخر الزمان می باشد. زیرا ایشان آخرین رسول و فرستاده الهی می باشد.  بنابراین زمان بعثت ایشان ، نزدیک به قیامت است همانگونه که خود ایشان فرمودند انا و الساعت کهاتین . ( اشاره به 2 انگشت خود کردند)

احتمال سوم: نظر حقیر این است که ممکن است مراد از نزدیکی ، قرب زمانی یا مکانی نباشد بلکه مراد، قرب وجودی است یعنی محاسبه اعمال انسان، خود انسان هستند و چیزی جدای از هم نمی باشند به این معنی که محاسبه اعمال، همراه انسان می باشد ( این احتمال با نکته شماره 3 که لام می باشد متناسب است )

این احتمال از برخی روایات هم قابل استفاده است

1- قال ابی عبدالله علیه السلام: فکان الدنیا لم تکن و کان الآخرة لم تزل ( کامل الزیارات ص 75) مضمون روایت دال بر ا ین است که گویا دو جهان نداریم بلکه یک جهان و عالم است و ان هم قیامت و روز حساب و کتاب است.

2- قال اخبرنی فی الجنة هل فی الدینا هی ام فی الآخرة و أین الاخرة من الدنیا قال علیه السلام الدینا و الآخرة محیطة بالدنیا

* مردم در هیمن دنیا، عتاب و چوب و محاسبه بعضی اعمالشان را می بینند یعنی در همین دینا دارند، حساب و کتاب و عقاب می شوند و حال اینکه غافل هستند و عبرت نمی گیرند.

ارسال نظر

با ما در ارتباط باشید

برای اطلاع از مطالب جدید لطفا در خبرنامه سایت عضو شوید...